معرفی کتاب
اثر : رضا پورشیخ
روش و فنون تدریس برای معلم
نظام خانواده در اسلام
اثر : حسین انصاریان
مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده
اثر باقر ساروخانی
اثر : رضا پورشیخ
روش و فنون تدریس برای معلم
نظام خانواده در اسلام
اثر : حسین انصاریان
مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده
اثر باقر ساروخانی
شاید با شنیدن کلمه اعتیاد بسیاری از ما به یاد مسائلی مثل مواد مخدر، مشروبات الکلی یا هر مسئله خلاف قانون دیگری بیافتیم. اما حقیقت این است که در این دنیا همه اعتیادها غیر قانونی نیستند بلکه مواردی از اعتیادهای قانونی نیز وجود دارد.
باید گفت که این گونه از اعتیادها نیز به مانند مواد مخدر می توانند خطرناک و مشکل ساز باشند. در این مطلب شما را با تعدادی از این گونه اعتیادها آشنا می کنیم:
خرید کردن
یکی از مشکلاتی که خصوصا امروزه در جوامع صنعتی و در حال توسعه وجود دارد، مشکلی به نام "اعتیاد به خرید" است. در این شرایط فرد مبتلا دوست دارد تا جایی که می تواند به خرید بپردازد. نکته جالب در مورد این اعتیاد این است که این مشکل مختص به افراد ثروتمند نیست. افرادی در سطوح متوسط نیز به این مشکل دچار هستند و این گونه از اعتیاد باعث می شود تا برای بدست آوردن پول لازم برای خرید کردن دست به کارهای خلاف قانون نیز بزنند.
تماشای تلویزیون
امروزه به لطف پیشرفت تکنولوژی تلویزیون هایی با کیفیت تصویر بسیار بالا به بازار عرضه شده است و همچنین تعداد شبکه های تلویزیونی در سرتاسر جهان در حال افزایش بوده و بر کمیت و تنوع برنامه ها نیز اضافه کرده است. این حجم زیاد از برنامه های سرگرم کننده در باعث شده است تا افراد زیادی در دنیا ساعات طولانی را در برابر جعبه جادویی صرف کنند. یک جستجوی کوتاه در اینترنت به شما می گویید که هر ساله چه تعدادی به دلیل تماشای زیاد تلویزیون دچار مشکلات روحی و جسمی مختلف شده و حتی جان خود را از دست دادند.
بازی های رایانه ای
یکی دیگر از مشکلات پیشرفت تکنولوژی ظهور بازی های رایانه ای است. این بازی ها به لطف پیشرفت در علوم کامپیوتر از کیفیت خارق العاده ای نیز برخوردار هستند و باعث جذب افراد زیادی شده اند. امروز بازی کردن به صورت یک نفره یا شبکه ای به یکی از جدیدترین انواع اعتیاد تبدیل شده است که متاسفانه در اکثر جوامع نسل جوان را هدف قرار داده است. اثرات روانی این گونه از اعتیاد بسیار مخرب بوده و برای مدت زیادی با شخص مورد نظر باقی می ماند. هر ساله مواردی از مرگ به دلیل بازی بیش از حد با کنسول های بازی یا رایانه نیز گزارش می شود.
غیبت و شایعه پراکنی
نگاهی به دستورات دین مبین اسلام و نهی شدید از غیبت کردن و پخش شایعات خود نشان دهنده مشکلات ناشی از این عمل زشت است. اما باید گفت که متاسفانه افراد زیادی چه در کشور ما و یا سایر مناطق جهان به پخش شایعات یا جو سازی بر علیه افراد مختلف می پردازند و به نوعی به این حرکت اعتیاد داشته و نمی توانند از آن دست بکشند. این گونه رفتارها از طیفهای مختلف سر زده و به دسته و یا گروه خاصی از مردم نیز محدود نمی شود. متاسفانه افراد زیادی در دنیا قربانی این شایعه پراکنی ها شده اند.
غذاهای آماده
غذاهای کنسروی و یا فست فودها یکی از دیگر موارد اعتیاد در دنیای صنعتی امروز است. این گونه از غذاها به دلیل سریع آماده شدن، ارزان بودن و به نوعی خوشمزگی دارای طرفداران بسیاری بوده و تقریبا در اکثر کشورهای جهان می توان ردی از این گونه از غذاها را پیدا کرد. این غذاها به دلیل چربی و کلسترول بالایی که دارند به سرعت باعث بروز بیماری های قلبی شده و به مرگ افراد منجر می شوند. یکی از دلایل اصلی افزایش سکته های قلبی در جوامع صنعتی و یا درحال توسعه همین افزایش حجم استفاده از غذاهای فوری است.
داروهای مسکن
امروزه در بسیاری از داروخانه های جهان می توان انواع مسکن را تهیه کرد. این داروها برای از بین بردن دردهای مختلفی در افراد به کار می رود. درد در ناحیه سر یکی از مهمترین دلایل استفاده قرص های ضد درد است. امروزه بسیاری از مردم در دنیا به جای مراجعه به پزشک و درمان قطعی دردهای خود به استفاده از این قرص ها روی آورده اند که خود می تواند با وابسته کردن افراد به این داروها باعث بروز اعتیاد به مسکن های قوی تر و حتی مواد مخدر شود.
سیگار
شاید بتوان به سیگار به عنوان مشخص ترین نوع از اعتیادهای قانونی اشاره کرد. شما می توانید در هر فروشگاه و یا دکه روزنامه فروشی در دنیا سیگار تهیه کنید. شاید بسیاری در نگاه اول تصور کنند که سیگار اعتیاد آور نیست اما باید گفت که این نظریه اشتباه است. مواد مضر و اعتیاد آور زیادی در سیگار وجود دارد که باعث می شود تا شخص مصرف کننده به آن نیاز دائمی داشته باشد. کارشناسان معتقد هستند که اعتیاد به سیگار برخلاف اعتیاد به مواد مخدر بیشتر جنبه روانی دارد. باید گفت که یکی از بزرگترین عوامل مرگ و میر انسان ها در جهان امروز سیگار است.
ترفندهایی برای خفه کردن اعتیادهای قانونی اعتیادهای قانونی به عبارتی همان عادت های ناپسند رفتاری اما علی الظاهر بهنجار اجتماعی هستند که در اثر تداوم و تکرر بسیار بخش اصلی خزانه رفتاری می شوند، آنها به گونه ای در وجود برخی از ما نهادینه شده اند که ما از وقوع آنها بی اطلاع ایم و آن را درست می پنداریم.
برای جنگ با این عادت ها و به دیگر سخن اعتیادهای قانونی لازم است گام های زیر را بپیمائید:
زمان وقوع را ردیابی کنید: در مورد عادت غلط، هشیارانه عمل کنید در ابتدا باید بدانید چه موقع و چرا درگیر آن عادت غلط میشوید و یا به عبارتی چه موقع و چرا عادت بد تمام وجود شما را درگیر خود میکند. اگر بخواهید این عادات را متوقف کنید باید با دقت به این موضوع توجه داشته باشید تا تشخیص دهید تحت چه شرایطی به این کار روی میآورید و یا چه احساساتی باعث میشود این عادات در شما بروز کنند. اگر این موضوع شناسایی شود، آن وقت میتوانید اصل ماجرا را ریشهیابی کرده و به طور صحیح و علمی آن را حل و فصل کنید.
فرایند را بنویسید: همه چیز را بنویسید تا بتوانید بهطور واقعی و حقیقی در مورد آن فکر کنید. شرایط، احساسات و عواطف قبل و حین بروز آن عادت بد را بنویسید تا ببینید در این جریان اشتباه در ذهن شما چه میگذرد.
اعتیادهای قانونی به عبارتی همان عادت های ناپسند رفتاری اما علی الظاهر بهنجار اجتماعی هستند که در اثر تداوم و تکرر بسیار بخش اصلی خزانه رفتاری می شوند، آنها به گونه ای در وجود برخی از ما نهادینه شده اند که ما از وقوع آنها بی اطلاع ایم و آن را درست می پنداریم
این کار به دو دلیل مهم است:
اول اینکه نوشتن افکار و کار ها سبب روشن شدن آنها می شود و متوجه عادت هایی می شوید که قبلا به آنها توجهی نکرده بودید.
دوم اینکه شما میزان پیشرفت خود را خواهید دید. اما بدون نوشتن تشخیص و تحلیل میزان کاری که انجام شده است بسیار سخت می شود.
با پیگیری قدم های کوچکی که باید برداشته شوند متوجه می شوید که بهتر شده اید و به هدف خود نزدیک تر شده اید و به زودی می بینید که در سمت دیگر حصار جای گرفته اید که قرار گرفتن در ورای آن آرزوی شما بود.
با عادت های جدید به جنگ اعتیاد بروید : بجای اینکه با یک عادت بد بجنگید بهتر است آن را به سمت مناسب هدایت کنید. پیدا کردن جایگزینی موقت یا دایم بهترین روش است.
مثلاً اگر عادت کرده اید روزی یک پاکت سیگار بکشید، می توانید برای خود یک تمرین ترتیب دهید: سیگارتان را خاموش کنید با صدای بلند بگویید من دیگر سیگار نمی کشم و پاکت سیگار بردارید و در سطل آشغال بیندازید. این روش به همان اندازه که ساده است عملی هم هست اگر شما عادت منفی دارید که هر روز آنرا تکرار می کنید می توانید از هم اکنون شروع کنید و آنرا با یک تمرین خاص جایگزین نمایید. آنقدر خاص که رقبت انجام آنرا داشته باشید. مثلاً در تمرین بالا می توانید جمله مورد نظر را به صورت ریتمیک و با آهنگ ترانه مورد علاقه خود بخوانید.
به کودکان باید نه وعده داد و نه وعده از آنها گرفت. روابط ما با فرزندانمان باید بر اساس اعتماد و اطمینان باشد. وقتی پدر یا مادر برای تأیید گفته خود مجبور است وعده بدهد، یعنی دارد اقرار میکند که «وعده داده نشدهاش» اعتبار ندارد و قابل اعتماد نیست.
مناسب سن خودت رفتار کن!
گاه والدین به رفتار کودک انتقاد میکنند، زیرا آن رفتار تأثیر بدی بر بزرگترها داشته است. در صورتی که رفتار کودک، نشان دهنده احساس درونی اوست و والدین وظیفه دارند احساس کودک را درک کنند. کودک ۶ سالهای که نمیداند چه میخواهد و گریه میکند، یا کودک ۴سالهای که از محدود شدن در صندلی اتومبیل ناراحت است و گریه میکند، هر دو متناسب سنشان عمل میکنند؛ اگر چه ما انتظار داریم رفتار آنها ما را آزار ندهد. به جای اینکه به کودک بگویید «مناسب سن خودت عمل کن» بگویید: «به نظر میرسد خیلی عصبانی هستی»، «میدانم وقتی چنین اتفاقی برایت افتاده بسیار ناراحت شدهای» این جملات به کودک آرامش میدهد و شرایط را قابل تحمل خواهد کرد.
آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم؟
پدر یا مادری که در استفاده از سخنان نیشدار و طعنهآمیز استعداد ذاتی دارد، خطر و تهدیدی جدی برای سلامت روانی کودک به حساب میآید. این پدر یا مادر جادوگری است که از واژهها استفاده میکند و با بیان این واژهها، مانعی در برابر ایجاد ارتباط موثر برقرار میکند و مانع از پدید آمدن رابطهای مثبت بین پدر و مادر با کودک میشود. « آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم؟ مگر تو کری؟ پس چرا گوشت به من نیست؟ …» این پدر و مادرها شاید ندانند که سخنان طعنهآمیز و کنایهدار جملاتی هستند که برخوردی متقابل طلب میکنند. این پدر و یا مادر آگاه نیست که با این اظهار نظرهای توهینآمیز، کودک را تحریک کرده و ذهن او را از نقشههای خیالی انتقام، پر میسازد و در نتیجه باعث مسدود شدن راه ارتباطی بین خود او و کودکش میشود.
به تو قول میدهم که …
به کودکان باید نه وعده داد و نه وعده از آنها گرفت. روابط ما با فرزندانمان باید بر اساس اعتماد و اطمینان باشد. وقتی پدر یا مادر برای تأیید گفته خود مجبور است وعده بدهد، یعنی دارد اقرار میکند که «وعده داده نشدهاش» اعتبار ندارد و قابل اعتماد نیست. وعدهها باعث میشوند که توقعات غیرواقعی در کودکان به وجود بیاید. وقتی به کودک وعده داده میشودکه او رابه باغ وحش ببرند، او آن وعده را یک تعهد به حساب میآورد و فکر میکند که براساس این تعهد، در روز موعود نه باران خواهد بارید، نه اتومبیل عیب و ایرادی پیدا خواهد کرد و نه خود او مریض خواهد شد. از طرفی نباید از کودکان وعده گرفت که درآینده رفتاری خوب داشته باشند یا رفتار بدشان را اصلاح کنند. وقتی کودک وعدهای ناخواسته میدهد، وعدهای که متعلق به خود او نیست، در واقع چکی بانکی میکشد که در آن بانک اصلاً حساب ندارد. ما نباید مشوق و محرک این قبیل اعمال فریبآمیز باشیم.
چـرا مـثـل … نـیستی؟
با مقایسه کـودکـان، آنـهـا احـسـاس مـیکـنـنـد در مرتبه پایینتری قرار گرفتهاند و این راه مناسبی برای وا داشتن آنها به فعالیت نیست. زمانی که کودک خود را پایینتر از دیگری احساس کند، روحیه خود را میبازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را بر اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید.
چی بهت گفتم؟
چرا سوالی را میپرسید که خودتان جواب را میدانید؟ انتظار دارید کودک چه پاسخی بدهد؟ وقتی میپرسید: لباست را کجا پرتاب کردی؟ لبخندی موذیانه میزند و میگذرد. اگر از رفتار او رنجیدهاید بگویید: «من متاسفم که مجبورم برای بار سوم تکرار کنم که لباست را روی چوب لباسی آویزان کن».
ندو وگر نه میافتی!
علیرغم تمام توجه شما به محافظت از کودک، به کار بردن این نوع جملات باعث میشود کودک بیفتد، زیرا به او القا میکنید منتظرید که او به زمین بخورد و این برای کودکی که تلاش می کند مستقل باشد بسیار مضر است. بهتر است در این موارد بگویید: «قبل از دویدن از محکم بودن بند کفشهایت مطمئن باش». در این صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کردهاید نه ناتوانی کودک.
شوخی کردم
دست انداختن کودک اگر چه ظاهراً شرایط را شاد میکند ولی در واقع به شدت مخرب است. هنگامی که کودک عصبانی است، خندیدن به او باعث میشود احساس بدتری پیدا کند. شما به عنوان والدین کودک وظیفه دارید او را حمایت کنید نه اینکه باعث اذیت و آزار او شوید. اگر چنین منظوری ندارید هنگامی که کودک ناراحت است شاد نباشید.
خانواده، اولین جامعهای است که هر کودک علاوه بر الفبای عشق و محبت، اصول اولیه زندگی کردن را در آن فرا میگیرد. وظیفه پدران و مادران آن است که به فرزندان خود بیاموزند مدرسه جای خوبی است، در آن مکان انسان درس یاد میگیرد، دوستان جدیدی پیدا میکند و وارد دنیای تازهای میشود.
در اینباره پیامهایی را برای شما برگزیدهام که در ادامه میآید. البته شما عزیزان بهتر از نگارنده به این نکات آگاه و در اجرای آن کوشا هستید و در این مقال قصد اصلی، یادآوری یاد داشتههای شماست.
1- همه کودکان نیازمند روابط نزدیک، حساس و عاطفی با بزرگسالان یا بزرگانی هستند که از آنان مراقبت میکنند.
2- گفتار و کردار والدین میتواند در کودک احساس امنیت به وجود آورده و به او بیاموزد که چگونه با دیگران رابطه برقرار کند و خوب را از بد تشخیص دهد.
3- عصبانیت و خشونت در میان والدین به رشد روانی کودکان صدمه میرساند.
4- رشد روان کودک نیز مانند جسم او نیاز به کمک دارد. سه غذای مهم برای رشد روانی کودک، صحبت کردن، بازی و محبت است.
5- عدم توجه، باعث افسردگی کودک میشود. کودکی که مورد توجه قرار نمیگیرد، اشتیاق خود را نسبت به زندگی از دست داده، بیاشتها میشود و ممکن است به رشد جسمی و روانی او آسیب وارد شود.
6- کودکان نیاز به تشویق دارند. تنبیه بدنی برای رشد و نمو کودک مضر است.
7- تشویق و قدردانی از تلاشهای کودکان، لازمه رشد سالم ایشان است.
8- میان کودکان دختر و پسر از نظر نیازهای احساسی(عاطفی)، روانی و جسمی تفاوتی وجودندارد.
9- تبعیض میان فرزندان عامل پیدایش حسادت بین آنان میشود.
10- کودک خود را به صورتی آراسته و مرتب به مدرسه روانه کنید.
11- به کودکان خود بیاموزید که همه روزه و بهطور مرتب دستها و پاها و صورت خود را با آب و صابون بشویند. زیرا استمرار این کار برای سلامت و تندرستی آنها بسیار مفید است.
12- به کودکان خود صحبت کردن در جمع و مهارت ابراز وجود را بیاموزید تا در مدرسه دچار مشکل نشوند.
13- چنانچه کودک شما چپ دست است، هرگز او را وادار نکنید با دست راست بنویسد. زیرا اجبار او به نوشتن با دست راست باعث خطرات و اختلالاتی برای او خواهد شد.
14- به آنان طرز صحیح نشستن روی میز و صندلی را بیاموزید.
15- اگر فرزند شما شبها زود بخوابد همیشه در محیط مدرسه سرحال و شاداب خواهد بود. خواب راحت و به موقع باعث شادابی و سلامتی میشود.
16- همیشه کودکان خود را از حوادث و اتفاقاتی که امکان دارد سبب نقص عضو آنها شود، مطلع کنید.
همه ما والدین انتظار داریم که فرزندانمان بهتر از ما باشند. همه ما دوست داریم که فرزندانمان خوب یا بد بودن رفتار دیگران را تشخیص دهند و به راحتی در مقابل خواسته های نامعقول دوستان، اطرافیان و... تسلیم نشوندو این امر میسر نمی شود مگر این که زمینه های پرورش خردورزی، نقادی و اندیشیدن را برایشان فراهم کرده باشیم. فرزندان ما باید بتوانند با کمک گرفتن از نیروی عقل، موضوعات دریافتی را پردازش کنند و سره را از ناسره تشخیص دهند و راه صحیح را برگزینند. حسین سلیمان پور مقدم روان شناس تربیتی و مشاور درباره تربیت فرزندان خردورز به خراسان چنین می گوید:همانطور که قبلا گفته شد «تربیت شدن» با «تربیت کردن» متفاوت است.
در تربیت شدن با احترام گذاشتن به شخصیت فرد، توانمندی های عاطفی و روانی وی شکوفا می شود و بدون استفاده از کنترل های بیرونی مانند تذکر، تهدید، تشویق، تنبیه و...، زمینه رشد فرد در ابعاد مختلف فراهم می شود. آنچه دانستن آن ضروری است این که پرورش خردورزی در فرآیند «تربیت شدن» میسر است ؛ خردورزی یعنی تفکر، تعقل، اندیشیدن و پردازش صحیح و موضوعاتی که از طریق حواس مختلف دریافت می شود.در فرآیند تربیت شدن برای این که یک کودک بتواند تمام دریافت های بیرونی را از کانال منطق، تفکر و اندیشه بگذراند، باید به قول شهید مطهری(ره) به جای اندیشه اندیشیدن را به او بیاموزیم. به عنوان مثال از زمانی که از سال اول دبستان کنار کودک می نشینیم و در انجام تکالیف پا به پای او هستیم، اگر کودک بد خط بنویسد پاک می کنیم، تا دوباره بنویسد، سوالات کودک را می نویسیم تا او جواب دهد، دائم به او می گوییم که درس بخواند و تکالیفش را انجام دهد یا زمانی که امتحان دارد اضطراب ما بیشتر است، همه این ها به این معناست که ما والدین به جای کودک فکر می کنیم و در این شرایط او را فردی وابسته بار می آوریم که همواره از ما کمک می خواهد. ما ناخواسته به او القا می کنیم که نمی تواند، یاد ندارد و... .
در چنین وضعیتی کودک به جای کمک گرفتن از قدرت تفکر و تعقل خود، جواب آماده می خواهد اما اگر به کودک اجازه دهیم تکالیفش را خود انجام دهد، خودش مطالعه کند، سوال کند و جواب سوالاتش را بیابد و ما تنها نظارت داشته باشیم، بی گمان به او کمک بزرگی کرده ایم.نکته دیگر این که انسان خردورز تمامی اطلاعاتی را که دریافت می کند بدون چون و چرا نمی پذیرد بلکه آن ها را با بهره گیری از مهارت تفکر نقاد بررسی می کند و به نقد می کشد. به عنوان مثال کودک در مواجهه با سوالات، پیشنهاد و نظرهای دیگران سریع تسلیم نمی شود بلکه آن ها را نقد می کند و درباره این که کدام را بپذیرد و کدام را رد کند، می اندیشد.بی گمان کودکی دارای چنین مهارتی می شود که فرصت پیشنهاد و اظهارنظر (هر چند اشتباه) را در خانواده داشته باشد.کودکان و نوجوانانی که در خانواده فرصت بیان احساسات مثبت و منفی، نقد رفتارهای درست یا نادرست والدین، فرصت مطالعه، تحقیق و افزایش دامنه لغات و اطلاعات را ندارند و هر چه بگوییم قبول می کنند، مهارت« نه گفتن» ندارند و در تصمیم گیری های خود به والدین بسیار وابسته اند. همانطور که می دانیم در دین ما نیز به تفکر اهمیت زیادی داده شده است.
حال باید از خود پرسید که به راستی تفکری که در دین ارزش آن بیشتر از ۷۰سال عبادت است، چگونه تفکری است؟
آن چه والدین باید به آن توجه کنند، این است که باید مقدمات تفکر را در خانواده فراهم کنند؛ سوالات (موادخام) را در اختیار کودک بگذارید و با تزریق عشق، محبت و صمیمت کودک را در مقابل آسیب های اجتماعی مصون کنند. کودک باید یاد بگیرد به جای تسلیم شدن، اندیشه کند و نظرات مختلف را نقد کند. از جمله مواردی که به پرورش قدرت تفکر کودک کمک می کند ، می توان به نمونه های زیر اشاره کرد:
- به سوالات وی سریع پاسخ ندهید و از او بخواهید خودش درباره آن ها فکر کند.
- وقتی اشتباه می کند به جای متهم کردن وی یا توهین و تذکر از او کمک بخواهید به این سوال پاسخ دهد که چه کاری باید انجام دهد تا دوباره چنین اتفاقی نیفتد.
- به جای این که از شما بترسد، فرصتی فراهم کنید تا صادقانه و راحت حتی درباره اشتباهاتش با شما صحبت کند.
- به صورت کوتاه، مختصر و با بیان زیبا او را صحبت کنید. از طرفی باید به این نکته توجه داشت که امکانات و ابزاری که در خانه برای رفاه او فراهم می شود، باید عاری از هر گونه آلودگی باشد.
به عنوان مثال روزی حلال، محیط پاک و سرشار از عشق و محبت خانواده و عاری از خیانت، دروغ و ... می تواند به کودک کمک کند تا او موضوعات دریافتی را به شکل صحیح پردازش کند.
- کودکان در آینده آن گونه رفتار می کنند که می اندیشند. والدین در بستر خانواده زمینه این را که چگونه فکر می کند فراهم می کنند. فرزندان ما آن گونه می شوند که هستیم نه آن گونه که می خواهیم.
بنابراین والدین باید به رفتار خود نیز توجه کنند. وقتی فرزندانمان نظری می دهند به آن ها گوش کنیم و احترام بگذاریم، حرفشان را قطع نکنیم و از هرگونه توهین و تحقیر وی بپرهیزیم. نکته مهم این که لازمه تربیت شدن، سعه صدر و حوصله است. زیرا وقتی بذری می کارید باید منتظر بمانید تا ثمر دهد بنابراین با توکل به خداوند بزرگ، صبر و تلاش کنید واین ضرب المثل را به یاد داشته باشید که اگر می خواهید یک ساله نتیجه بگیرید، برنج بکارید اگر می خواهید ۱۰ساله نتیجه بگیرید درخت بکارید و اگر می خواهید فرزندان صالحی داشته باشید به حوصله و صبر نیاز است.
روانشناسان ميگويند؛ خجالت و كمرويی يك بيماري نيست بلكه يك اختلال است.
آيا شما يك فرد خجالتي هستيد؟ اين ويژگی شايد تا حدودی طبيعی و عادی باشد. براي مثال اكثر مردم وقتی وارد اتاقی پر از افراد غريبه ميشوند يا هنگامي كه می خواهند سخنرانی كنند، تا حدودی معذب و ناراحت هستند و احساس خجالت میكنند. اما گاهی خجالت كشيدن ميتواند اشكال شديدي داشته باشد.
محققان معتقدند كه تقريبا 50 درصد از افراد بزرگسال تا حدي به كمرويی دچار هستند. دو پزشك هندي بيمارستان هيوا ناندانی در اين باره می گويند: درك اين مطلب كه كمرويی يك مشكل است و يك بيماری نيست، حائز اهميت است.
مرز بين بيماری موسوم به ترس از اجتماع و كمرويی بسيار باريك است اما اين مرز و ويژگیهای آن به لحاظ كميت و شدت متفاوت است. بنابراين روشی كه برای غلبه بر كمرويی ارايه ميشود فردی تر و موضوعی تر خواهد بود.
متخصصان و روانپزشكان ميگويند؛ اساس درمان كمرويی بايد روي تكنيكهای آرام سازی يا به اصطلاح ريلكسيشن قرار بگيرد. فرد معمولا با مجموعهای از محركها و استرسهای فزاينده مواجه می شود كه اغلب اين استرسها و محركها از طريق بصری ايجاد ميشوند. وقتی ذهن به طور مناسب رها و بی تفاوت شود سپس فرد ميتواند با شرايط واقعی در زندگی واقعی مواجه شود. در شرايط و موارد شديد، استفاده از دارو پيشنهاد ميشود تا اين استرس و اضطراب فلج كننده مرتبط با شرايط تنش زا كاهش پيدا كند.
متخصصان توصيه ميكنند كه خودتان را معرفی كنيد. يك لبخند بزرگ تمام چيزی است كه احتياج داريد تا فضا را در دست بگيريد. احساس نكنيد كه نياز داريد خودتان را با صلاحيت نشان دهيد. بيشتر سوال كنيد اما كمتر حرف بزنيد. سوالاتی بپرسيد كه به ديگرن اجازه دهد درباره زندگیشان صحبت كنند و سپس با علاقه گوش كنيد. در نظرات خود سخاوتمند باشيد. اگر به ديگری فرصتی براي راحت بودن بدهيد نه تنها تقدير خوبی را منعكس و منتشر خواهيد كرد بلكه درعين حال قدردانی و سپاسگذاری ديگران را نيز بدست خواهيد آورد.
يك موضوع جزئی را به ياد بسپاريد
مثلا اگر قبلا كسی را ملاقات كردهايد نام و يك موضوع جزئی درباره وي را بياد بياوريد چون با اين كار بزرگترين هديه را ميتوانيد به او بدهيد. ديگران را تحسين كنيد هر كسی دوست دارد تحسين و تمجيد شود. كسانی كه گفت وگو را آغاز ميكنند و به ديگران اعتماد به نفس می دهند اين تمجيد را دوست دارند. هميشه تا جايی كه ميتوانيد اثرگذار نگاه كنيد. نگاه و احساس موثر داشتن ميتواند اعتماد به نفس شما را افزايش دهد. در سازمانها و فعاليتهايي كه برايتان جالب هستند، شركت كنيد.
همزمان يك مهارت اجتماعی را تمرين كنيد
با اينكار ميتوانيد انرژی خود را متمركز كرده و موفق شويد. صبح كه بيدار ميشويد در آيينه خودتان را ببينيد و با صدای بلند اهدافي را كه براي طول روز داريد، عنوان كنيد. سپس خود را در شرايطي ببينيد كه واقعاً آن كارها را انجام دادهايد. براي ايجاد احساس آماده شدن تا جايي كه لازم است به خودتان فرصت بدهيد، به خودتان ايمان داشته باشيد. شما ميتوانيد آنچه را كه در ذهن داريد انجام دهيد.
ترس از شکست و عدم قبولی در دانش آموزانی رشد می کند که فکر موفقیت و اول شدن، ذهن آنها را بیش از حد به خود مشغول کرده است.
با فرا رسیدن ایام امتحانات، دلهره دانش آموزان هم شروع می شود. آنان در هر سن و سالی که باشند بازهم چون نگرانی های مختلف مربوط به درس خواندن در ذهن شان شکل می گیرد دچار اضطراب و ترس از امتحان می شوند. گروهی از دانش آموزان عصبانی، افسرده، پریشان، ناراحت و مضطرب می شوند و گروهی دیگر، چنان آشفته و نگران می شوند که پاسخ سوالات ساده را هم از یاد می برند.
داشتن کمی اضطراب و دلهره در ایام امتـحانات امری طبیعی و معقـول است چرا که مـوجب حرکت و انگیـزه بچه ها برای یادگیری و موفقیت می شود. اما اگر این نگرانی به حدی برسد که تاثیر منفی بر روند آموزش روزانه آنان بگذارد و مانعی برای پیشرفت آنها شود، غیرطبیعی و نامعقول است. علت تشویش بیش از اندازه گروهی از دانش آموزان، عدم استفاده درست آنها از نیروی فکری - ذهنی شان است. آنها می توانند با کمی تلاش، برنامه ریزی و به کارگیری روش های گوناگون کاهش اضطراب موفقیت خود را در امتحان ها تضمین کنند.
اضطراب امتحان
اضطراب امتحان، حالت تشویش، نگرانی و هیجان ناخوشایندی است که اغلب دانش آموزان و دانشجـویان در ایام امتحانات بدان مبتلا می شوند. گاهی این اضطراب با سردرد، سرگیجه، دل درد، حالت تهوع، تپش قلب و تنگی نفس نیز همراه می شود.
اضطراب امتحان، اضطرابی است که با خودپنداره ضعیف دانش آموز درباره توانایی های ذهنی اش شناخته می شود و موجب کاهش عملکرد او در روزهای پایانی سال تحصیلی می شود. میزان قابل قبولی از تنش و دلهره در زمان امتحان می تواند سیستم عصبی خودکار انسان را فعال کند و موجب هوشیاری بیشتر او برای کسب موفقیت در امتحان شود. دلیل اصلی این اضطراب همیشه کم کاری، تنبلی و یا عدم تسلط بر محتوای درس ها نیست، بلکه گاهی دانش آموزان موفق، با انگیزه و درس خوان نیز دچار آثار منفی اضطراب ناشی از امتحان می شوند.
بسیاری از دانش آموزان قبول دارند زمانی که دقیق تر و عمیق تر مطالعه می کنند اضطراب امتحان در آنها به حداقل کاهش می یابد. این امر نیز بدان دلیل است که هر چه درباره موضوعی بیشتر بدانند مهارت و اعتماد بیشتری نسبت به دانسته های خود پیدا می کنند. داشتن اعتماد به نفس در زمان گذراندن امتحانات به منزله امید برای موفقیت است. به طور حتم، این گروه از دانش آموزان با اتکا به تلاش و کوشش خود می توانند با آرامـش و آسـودگی سـر جلسـه امتحان بروند و آزمون شان را با کمترین دلهره و تشویش بدهند.
باورهایی که موجب اضطراب دانش آموزان از امتحان می شود اغلب تصورها و نگرش های منفی و کاهش دهنده قوای ذهنی و انگیزشی هستند. برای مثال:
▪ اگر در امتحان قبول نشوم تمام اعتبارم را از دست خواهم داد.
▪ کاش اول سال درس ها را به طور کامل می خواندم.
▪ من یک بدشانس واقعی هستم و تمام سوالاتی که بلد نیستم، سر امتحان خواهند آمد.
▪ به طور حتم کمترین نمره کلاس نصیب من خواهد شد.
برای مقابله با چنین طرز فکرها و باورهایی، دانش آموز باید بلافاصله مداد و کاغذ به دست بگیرد و به نوشتن و خواندن درس هایش ادامه دهد. او نباید اجازه دهد که چنین تفکراتی مانع مطالعه و تلاش او برای یادگیری شود. به طور حتم، همین که دانش آموز مطلبی را بخواند یا مساله یی را حل کند، علائم نگرانی و اضطراب او کاهش خواهد یافت. او حتی می تواند به مقابله با این افکار برخیزد و در مقابل به خود بگوید، «من اکنون فقط باید به درس و تکلیفم توجه کنم و جایی برای منفی نگری و رشد افکار مخرب در ذهن ندارم».
والدین و مربیان هم می توانند با به کار بردن روش های زیر اضطراب امتحان را در کودکان و نوجوانان کاهش دهند:
1 - انجام تکالیف درسی، تمرین حل کردن،... باید از ابتدای سال تحصیلی با نظم و جدیت دنبال شود. اگر دانش آموزی در طول تـرم تحصیـلی خـود عمـلکرد ضعیفی داشته باشد، تذکرهای پشت سرهم پدر و مادر در ایام امتحان نه تنها هیچ کمکی به کودک یا نوجوان نمی کند، بلکه موجب ترس و آشفتگی بیشتر او هم می شود.
2 - هر گونه سخت گیری بی مورد و تنبیه دانش آموز به دلیل نگرفتن نمره های عالی، باعث تشدید اضطراب درونی دانش آموز از درس و مدرسه و امتحان می شود. راه حل نمرات پایین بچه ها در تنبیه کردن آنها نیست، بلکه در یافتن راهی برای رفع علت اصلی آن است که همانا ضعف یادگیری کودک است.
3 - ترس از شکست و عدم قبولی در دانش آموزانی رشد می کند که فکر موفقیت و اول شدن، ذهن آنها را بیش از حد به خود مشغول کرده است. اگر پدر و مادر خواسته ها و معیارهایی دور از توان و استعداد کودکانشان داشته باشند، آنان را چنان نگران و پریشان می کنند که راه دستیابی به موفقیت برایشان غیرممکن و سخت جلوه می کند.
4 - هیچ گاه تفاوت های فردی بین کودکان را نادیده نگیرید و مرتب نمره های آنها را با هم مقایسه نکنید؛ زیرا همین امر موجب ناراحتی، فشار روانی و بدبینی نسبت به یکدیگر در آنها می شود. برای تشویق بچه ها به درس خواندن می توان به آنها دلگرمی داد و با حمایت های کلامی مثبت خود آنها را نسبت به استـعدادهای بالقوه شان آگاه کرد تا بدین ترتیب، ریشه های ترس و اضطراب را - که عامل بسیاری از مشکلات روانی است - در آنها از بین برد.
5 - ایجاد آمادگی در بچه ها و فراهم آوردن شرایط و امکاناتی که آنها بتوانند با آرامش و راحتی به مطالعه و درس بپردازند، می تواند ترس و اضطراب ناشی از امتحان را کاهش دهد.
روش های صحیح مطالعه قبل از امتحان
گام اول تنظیم برنامه درسی مناسب برای گذراندن موفقیت آمیز امتحان هاست. برنامه ریزی درست به دانش آموز کمک می کند تا وقتش را با دقت بین درس های مختلف تقسیم کند و از انرژی ذهنی خود بهترین استفاده را ببرد. برای مثال، می تواند برنامه ریزی خود را براساس وقت بیشتر برای درس های مهم تر و یا وقت بیشتر برای درس هایی که در آن ضعیف است، مشخص کند. بدیهی است بیشتر خواندن و تمرین کردن، علاقه و انگیزه دانش آموز را برای یادگیری بیشتر خواهد کرد.
هنگام برنامه ریزی برای مطالعه درس ها باید توجه داشت که از شیوه تک درسی استفاده نشود، زیرا نه تنها دانش آموز را زود خسته و بی حوصله می کند، بلکه سطح یادگیری او را نیز کاهش می دهد. به جای این شیوه بهتر است مطالعه سه، چهار درس را در برنامه روزانه خود بگنجاند. هر چه تنوع در زمان بندی درس ها بیشتر باشد، نتیجه بهتری نیز دریافت خواهد کرد. همچنین دانش آموز باید به تناسب بین درس های انتخابی نیز توجه کند.
تمرین حل کردن ممتد و مطالعه کردن درس هایی که با عدد و فرمول سر و کار دارند یا درس های حفظ کردنی، روش موثری برای یادگیری نیست. ترکیب درس هایی مثل فیزیک، ریاضی، هندسه با درس های حفظ کردنی مثل تاریخ، جغرافی و ادبیات بهترین روش برای مطالعه محسوب می شود.
هنگام مطالعه درس های حفظ کردنی، برای اینکه ذهن دانش آموز از موضوع اصلی دور نشود، بهتر است:
▪ موضوع درس را برای خود خلاصه کند.
▪ ضمن خواندن، پرسش هایی از متن درس درآورد.
▪ محورهای اصلی درس و نکات کلیدی آن را فهرست وار یادداشت کند.
▪ رابطه یی بین قسمت های مختلف درس در ذهن خود برقرار کند.
به طور معمول، بعد از هر یک ساعت مطالعه، ۱۵ دقیقه استراحت و تنفس نیاز است. قدم زدن در حیاط، نوشیدن یک لیوان آب میوه یا خوردن مقداری گردو و بادام تاثیری مثبت بر عملکرد مغز دانش آموز می گذارد. دیدن یک برنامه تلویزیونی مفرح بعد از دو ساعت تمرین ریاضی حل کردن می تواند موجب افزایش تمرکز و توجه دانش آموز بر مفاد درسی اش شود.
روش های کاهش استرس قبل از امتحان
▪ توجه به تغییرات فیزیکی بدن (مثل عرق کردن کف دست، افزایش ضربان قلب، برافروختگی صورت، تنگی نفس) و تغییرات روانی حاصل از اضطراب (مثل کاهش توجه و تمرکز، حواس پرتی و احساس تشویش و نگرانی) می تواند دانش آموز را نسبت به پاسخ های روانی - جسمانی خود هوشیار کند. او می تواند با توجه به حالت های عاطفی - هیجانی خود د رصدد کنترل آنها برآید و آن را به استرس مثبت (انرژی زا) تبدیل کند. برای مثال، توانایی های خود را باور داشته باشد، خود را با دیگری مقایسه نکند، سعی نکند نفر اول باشد (نفر اول، همیشه یک نفر است)، نسبت به خود قضاوت مثبت داشته باشد، مشکلات را درونی نکند و...
▪ خواب کافی می تواند از شدت اضطراب امتحان بکاهد. اغلب دانش آموزان به حداقل ۶ و ۷ ساعت خواب در طول شبانه روز احتیاج دارند و اگر آنها کمتر از این میزان بخوابند، بدنشان مستعد و آماده آسیب های روحی - جسمی خواهد شد. هر گونه بی نظمی در برنامه خواب یا کم خوابی موجب کاهش کارایی مغز و افزایش استرس می شود.
▪ تغذیه مناسب نیز تاثیری مستقیم بر عملکرد تحصیلی دانش آموز می گذارد. تحقیقات و پژوهش های مختلف نشان می دهند رژیم های غذایی ناسالم و ناکافی تاثیری منفی بر قابلیت فراگیری دانش آموزان، تمرکز حواس و هوشیاری آنان می گذارد. همان طور که می دانید برخی از غذاها آرامش بخش تر از سایر غذاها هستند.
شیر گرم، موز، حبوبات پخته، نان، کاهو، سبزی ها، ویتامین ها و املاح مختلف از جمله موادی هستند که مصرف آنها در شرایط استرس آور بالا می رود و نیاز بدن به آنها بیشتر می شود. دانه های مغزدار (بادام، نخودچی، کشمش، فندق، پسته، گردو) سرشار از منیزیم است و کمبود آن منجر به ناتوانی یادگیری می شود. از میان میوه ها هم سیب، آناناس و خرما به علت داشتن انواع ویتامین ها و مواد قندی تاثیری مثبت بر فعالیت های مغزی می گذارند. موادی که باید از مصرف افراطی آنها در روزهای امتحان پرهیز کرد، عبارتند از قهوه، شکر، شیرینی، گوشت های پرچرب (مثل سوسیس، کالباس) و نوشابه های کافئین دار.
▪ ورزش موجب کاهش تنش های عصبی و استرس می شود. ورزش منظم و سبک موجب افزایش گردش خون در بدن (به ویژه در مغز) و کاهش هورمون های استرس زا می شود. پیاده روی، دویدن، دوچرخه سواری، شنا و هر ورزش دیگری که موجب فعالیت بدنی و تحرک جسمانی دانش آموز شود می تواند همین تاثیر را داشته باشد.
روش های رفع استرس در روز امتحان
▪ سعی کنید زودتر از ساعت تعیین شده امتحان، در محل باشید.
▪ وسایل مورد نیازتان را به همراه داشته باشید.
▪ در صورت نیاز یک بطری کوچک آب به همراه داشته باشید.
▪ یادداشت های خود را که شامل نکات مهم درس، فرمول ها، تاریخ ها، نام های خاص و... است با خود همراه داشته باشید تا بتوانید پیش از امتحان مروری بر آنها بکنید.
▪ ساعت مچی خود را همراه ببرید تا متوجه مرور زمان بشوید.
▪ زمانی که آموزگار درباره نحوه چگونگی امتحان صحبت می کند، خوب گوش کنید. وقتی ورقه سوال ها را گرفتید، ابتدا نفس عمیقی بکشید و آن گاه تمام سوالات را بخوانید و سپس با در نظر گرفتن زمان امتحان، شروع به نوشتن پاسخ ها - از آسان به سخت - کنید. این کار به شما کمک می کند تا برآوردی از زمان و بخش های مختلف سوالات امتحانی داشته باشید. اگر نکته یی را نمی فهمید، نگران نشوید، همان ابتدای امتحان - قبل از آنکه شروع به پاسخگویی کنید - از آموزگار خود بپرسید.
▪ اگر آن قدر عصبی و مضطرب هستید که احساس می کنید هیچ چیز را به خاطر نمی آورید، بهتر است یکی دو دقیقه کاملاً آرام بنشینید و به موضوعات آرامش بخش فکر کنید. پس از چند دقیقه که توانستید به حالت عادی برگردید، مطمئناً تمرکز و توجه بهتری برای پاسخگویی به سوالات خواهید داشت.
در مورد پرسش های تشریحی
▪ ابتدا تمام سوالات را به دقت بخوانید.
▪ پاسخگویی به سوالات را از آسان به سخت شروع کنید.
▪ جواب پرسش ها را با توجه به دانسته ها و معلومات تان بدهید نه بر پایه حدسیات.
▪ سعی کنید از حاشیه روی پرهیز کنید و تنها اصل پاسخ را بنویسید.
▪ توجه به زمان داشته باشید و بیش از حد برای یک سوال وقت نگذارید.
▪ سوالاتی را که پاسخی برای آنها ندارید، کنار بگذارید و به بقیه پرسش ها بپردازید. در صورتی که وقت اضافه داشتید، می توانید با تمرکز بر سوال، پاسخ آن را پیدا کنید.
▪ پاسخ هر سوال را در جای خودش بنویسید.
▪ بعد از پایان پاسخگویی به سوالات، در صورت داشتن وقت، حتماً ورقه تان را یک بار مرور کنید.
در مورد سوالات چهار گزینه یی:
▪ ابتدا تمام جواب ها را به دقت بخوانید و سپس جواب درست را علامت بزنید، شاید پاسخ صحیح، گزینه چهارم باشد
▪ دقت داشته باشید، هیچ گاه سعی نکنید ارتباطی بین پاسخ های صحیح پیدا کنید.
▪ تنها زمانی که اطمینان دارید پاسخی که اول داده اید اشتباه است، آن را تغییر دهید.

در یک عصر سرد پاییزی، خوردن یک کاسه سیراب شیردان یا آب کلهپاچه به همراه تکههای خردشده مغز و بعد از آن صرف یک پرس پاچه، بناگوش، چشم و زبان خالی از لطف نیست؛ غذایی سیرکننده و پرانرژی که خوردن آن در فضای مطبوع و اشتهابرانگیز کلهپزی آن هم در ساعات صبح یا به هنگام عصر دلچسبتر است.
اما پرسش مهم همیشه در ذهن ها جولان می دهد که چرا میگویند این فرآوردهها حاوی چربی بوده و مصرف زیاد آن تهدیدکننده سلامت است؟ سیرابی و شیردان که چربی ندارد. اگر هم بخواهیم این چربی را به اجزای کلهپاچه نسبت دهیم، فقط مغزآن پرچرب است؛ پس میتوانیم مغز را حذف و مابقی این فرآوردهها را با خیالی راحت نوش جان کنیم.
واقعیت این است که چربی موجود در فرآوردههای جانبی دام همچون پیه گوشت و دنبه حیوان مشخص و نمایان نیست. این فرآوردهها حاوی چربی اشباع پنهان هستند که با ورود به بدن موجب افزایش سریعتر گلیسیرید و کلسترول خون و در اغلب موارد باعث بروز پاسخهای التهابی در بدن میشوند و بخصوص در بیماران مبتلا به دردهای مفصلی و آرتریت روماتوئید شرایط بیماری را دردناکتر میکنند.
از طرفی به دلیل میزان بالای پورین اسید آمینههایی که به بالا رفتن اسید اوریک خون منجر میشود باعث افزایش اسید اوریک شده و برای مبتلایان به نقرس و نارسایی کلیوی منع مصرف دارد.
حال این سوال مطرح است که زیانآورترین اجزای کلهپاچه و سیراب شیردان کدام قسمت است و کالری و ارزش تغذیهای آن در مقایسه با گوشت قرمز چه میزان است؟ مصرف چه مقدار آن مجاز است و در زمان خرید فرآورده خام باید به چه نکاتی توجه کرد؟
پاچه بهترین، مغز و چشم بدترین
ویژگی بارز کلهپاچه، پروتئین باکیفیت و ضرر حتمی آن بالا بردن کلسترول خون است که میتواند در رگهای خونی رسوب و با انسداد عروق ظریف، خونرسانی در قلب، مغز و ریه را مختل و باعث ایجاد سکته قلبی و مغزی شود. بنا به گفته متخصصان علوم غذایی، مصرف یک یا دوبار این غذا در هفته خطرناک ولی یک یا دو وعده آن در ماه اشکالی ندارد. البته کارشناسان میزان مصرف پاچه را به دلیل میزان پایین چربی محدود نکردهاند ولی مغز، چشم و بناگوش را به ترتیب پرچربترین اجزای کلهپاچه برشمردهاند.
بد نیست بدانید میزان کلسترول موجود در مغز گاو و گوسفند به اندازه هشت زرده تخممرغ است و در یک وعده مغز گاو به وزن 120 گرم بیش از 2000 میلی گرم کلسترول وجود دارد که بسیار بیشتر از مقدار توصیه شده یعنی 300 میلیگرم در روز است. علت لذیذ بودن چشم و بناگوش هم وجود همین چربیهاست. به همین دلیل مصرف چشم توصیه نشده است و تاکید برآن است که در صورت استفاده از بناگوش فقط گوشت لخم آن مصرف شود.
همچنین کارشناسان ارزش تغذیهای زبان و گوشت صورت حیوان را همچون گوشت قرمز میدانند و مزیت اصلی آن را ویتامینهای گروه B بویژه B12 عنوان کردهاند. این را هم بدانید که زبان گوسفند در مقایسه با زبان گوساله کالری بیشتری دارد و پرچربتر است در ضمن توصیه میشود از خوردن خرخره که متصل به انتهای زبان است، اجتناب کنید.
رفتار طبیعی کودکان به سن، شخصیت و میزان رشد جسمی و احساسی او بستگی دارد. رفتار کودک اگر با انتظارات خانواده همخوانی نداشته باشد یا از هم گسیخته باشد، توام با مشکل است. رفتار طبیعی یا "خوب" معمولاً با این تعیین می شود که آیا از نظر اجتماعی، فرهنگی و رشدی مناسب است یا خیر. اینکه بدانید در چه سنی چه توقعی از فرزندتان داشته باشید به شما کمک می کند بفهمید رفتار کودکتان طبیعی است یا خیر.
برای تغییر رفتار فرزندمان چه می توانیم بکنیم؟
کودکان رفتاری که مورد تشویق و پاداش قرار گیرد را ادامه می دهند و رفتاری که نادیده گرفته شود را کنار می گذارند. ثبات در واکنش به رفتارهای آنها اهمیت بسیار زیادی دارد چون تشویق و تنبیه یک رفتار در زمان های مختلف موجب سردرگمی کودک می شود. اگر فکر می کنید یک رفتار فرزندتان مشکل دار است، سه انتخاب پیش روی شماست:
تصمیم بگیرید که آن رفتار یک مشکل نیست چون مناسب سن و مرحله رشد اوست.
برای متوقف کردن آن رفتار تلاش کنید، چه با نادیده گرفتن او یا تنبیه.
با تشویق و پاداش رفتاری جدید که می پسندید را به او معرفی کنید.
چطور باید جلوی بدرفتاری را بگیرید؟
بهترین راه برای متوقف کردن رفتارهای ناخواسته فرزندتان، نادیده انگاشتن آنهاست. این روش در یک بازه زمانی بسیار خوب عمل می کند. اگر می خواهید آن رفتار بلافاصله متوقف شود، می توانید از روش زمان وقفه استفاده کنید.
چند راه خوب برای پاداش دادن به کودکان
- ضربه زدن به ساعت (روشی خوب برای کودکی که وقت تلف می کند)
از فرزندتان بخواهید که کاری را انجام دهد. برای او ساعت کوک کنید. اگر کار قبل از زنگ زدن ساعت انجام شد، فرزندتان باید پاداش بگیرد. برای تعیین میزان زمانی که به کودک می دهید باید "بهترین زمان" او را برای انجام آن کار دریافته و 5 دقیقه به آن اضافه کنید.
- بازی رفتار خوب (روشی خوب برای یاددادن رفتارهای جدید)
لیست کوتاهی از رفتارهای خوب تهیه کرده و در یک جدول یادداشت کنید و هر زمان که دیدید فرزندتان آن رفتار را انجام داد جلوی آن رفتار یک ستاره بزنید. وقتی تعداد خاصی از ستاره ها (برحسب سن کودک) جمع شد، می توانید به او جایزه بدهید.
- امتیاز خوب/بد (روشی خوب برای بچه های سرسخت و بسیار فعال)
در یک زمان کوتاه (تقریباً یک ساعت) به خاطر هر رفتار خوبی که فرزندتان نشان داد، در یک جدول یا روی دست او یک علامت بزنید. مثلاً اگر می بینید که کودکتان به آرامی مشغول بازی است، بدون جنگ و جدال مشکلی را حل می کند، اسباب بازی هایش را جمع می کند یا کتاب می خواند، می توانید علامت بزنید. بعد از اینکه تعداد مشخصی از این علامت ها جمع شد، می توانید به او جایزه بدهید. همینطور می توانید به خاطر رفتارهای بد به او علامت منفی بدهید. در این رو فقط اگر علامت رفتارهای خوب بیشتر از رفتارهای بد بود می توانید به او جایزه دهید.
- ایجاد زمان سکوت (معمولاً وقتی مشغول غذا درست کردن هستید به درد می خورد)
از فرزندتان بخواهید که برای مدتی کوتاه (مثلاً نیم ساعت) به تنهایی یا با خواهر یا برادر خود به آرامی بازی کند. مداوم به او سر بزنید (برحسب سن کودک، هر 2 تا 5 دقیقه یکبار) و برای هر دقیقه ای که به آرامی مشغول بازی بودند به او امتیاز بدهید. کم کم فاصله سر زدن ها را بیشتر کنید (کم کم به 30 دقیقه یکبار برسانید) اما جایزه دادن ها را ادامه دهید.
چرا نباید از تنبیه بدنی استفاده کرد؟
خیلی از والدین برای جلوگیری از یک رفتار بد از تنبیه بدنی استفاده می کنند. بزرگترین اشکال این روش این است که بااینکه تنبیه آن رفتار بد را برای مدتی متوقف می کند اما به فرزندتان یاد نمی دهد که رفتارش را تغییر دهد. تادیب و تنبیه بدنی فقط به فرزندتان می گوید که باید رفتار خوب را انتخاب کند اما به او یاد نمی دهد که رفتار خوب چیست و احتمال برگشتن او به رفتارهای بد زیاد است. تنبیه بدنی ممکن است موجب ایجاد رفتارهای خشن در کودکان شود. برای تنبیه کودکان بسیار بهتر است که از روش های دیگر استفاده شود.
روی یکی از صندلی های پارک بنشینید و به محوطه بازی کودکان دقت کنید. بچه ها را که در حال دویدن، پریدن یا بالارفتن از اسباب بازی ها هستند، نگاه کنید...
پیداکردن بچه هایی که با جسارت بیشتری از وسایل بازی استفاده می کنند، اصلا سخت نیست. انگار قدم هایشان را محکم تر برمی دارند و از اینکه هر کدام از وسایل بازی جدید را حتی برای اولین بار امتحان کنند، ترسی ندارند، اما بچه هایی را هم می توانید ببینید که برای قدم برداشتن حتی در سطح صاف از پدر و مادرشان کمک می خواهند. این تفاوت بارز رفتار به عقیده روان شناسان به دلیل خصوصیتی به نام «اعتمادبه نفس» است.
تمام والدین برای افزایش و تقویت اعتمادبه نفس فرزندشان تلاش می کنند. کودکی را تصور کنید که برای اولین بار تصمیم دارد از یک پارچ آب برای خودش آب بریزد. اولین واکنش پدر و مادرها معمولا این است: «عزیزم! حواست رو جمع کن آب رو نریزی.» اما به نظرتان این جمله چطور است؟ «باریکلا که خودت برای خودت آب می ریزی، عزیزم!» در این مطلب روش هایی برای تقویت اعتمادبه نفس کودک پیشنهاد شده است.
● الگوی مثبتی برایش باشید
حتما شما هم چند بار در دوران نوجوانی چنین جمله هایی را به زبان آورده اید: «آرزو دارم این کار را انجام دهم، اما نمی توانم.» این جمله های منفی که ناشی از ناتوانی در انجام امور است، به رفتار والدین مرتبط است. کودکان دقیقا از رفتار پدران و مادران الگوبرداری می کنند. پس اگر مشغول انجام کاری هستید و مستاصل هم شده اید، از این جمله استفاده نکنید: «رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا کنم اما اصلا نمی توانم تا آن موقع این کار را انجام دهم.» با بیان چنین جمله هایی غیرمستقیم به فرزندتان نداشتن اعتمادبه نفس را منتقل می کنید. حتی اگر قادر به انجام کاری نیستید، مثبت صحبت کنید: «رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا کنم. هنوز نتوانسته ام ولی تمام تلاشم را انجام می دهم و مطمئنا به نتیجه دلخواهم می رسم. با یک برنامه ریزی صحیح حتما می توانم انجامش دهم.» در تمام این مدت فرزند شما به گفته هایتان گوش می دهد و به اینکه با یک کار سخت چگونه برخورد می کنید، توجه دارد.
● بگذارید ریسک کند
به فرزندتان بیاموزید حتی اگر نتیجه نهایی آنچه انتظارش را داشته، نباشد، اینکه راه مورد علاقه خود را انتخاب و برای انجام آن تلاش کند، ارزشمند است و بخش زیادی از کار را پیموده است اما این تفکر مخصوص افرادی است که اعتمادبه نفس دارند و از به نتیجه نرسیدن نمی ترسند. فرزندتان را ترغیب کنید در فعالیت های گروهی در مدرسه مانند عضویت در تیم های ورزشی، گروه های موسیقی یا حتی گروه های علمی شرکت کند. با این کار او فرصت نشان دادن توانایی هایش را به دست می آورد و حتی ممکن است در این گروه ها به عنوان سرگروه نقش هایی را برعهده بگیرد که در تقویت اعتمادبه نفس او نقش زیادی خواهد داشت.
اقدام دیگری که می توانید انجام دهید، برنامه ریزی برای گردش های کوتاه اما هیجان انگیز خانوادگی است؛ دوچرخه ای کرایه و مسیری را از قبل انتخاب کنید و به فرزندتان بگویید یک گردش غیرمنتظره دارید. مسیر حرکت را به او نگویید. بگذارید در عمل انجام شده قرار بگیرد، ترس را بیازماید و اعتمادبه نفسش افزایش پیدا کند.
مسابقه های ۲ نفری بین خودتان و او ترتیب دهید؛ بذرهای یک گیاه خاص را تهیه کنید و از فرزندتان بخواهید آن را بکارد و مسوولیت پرورش اش را برعهده بگیرد. با دیدن روند رشد گیاه شما و رسیدگی تان به آن، او هم ترغیب می شود این کار را انجام دهد و ترس از انجام کارهای انفرادی کم کم در وجودش از بین می رود.
● به او حق انتخاب بدهید
وقتی برای خرید لباس کودک می روید، به هماهنگ کردن رنگ های لباس های مختلف توجه می کنید اما ممکن است فرزندتان رنگ هایی را انتخاب کند که خیلی هم با هم جور نیستند و شما دوست ندارید لباسی با آن رنگ ها بپوشد.
اینکه کودک شما چند رنگ ناهماهنگ را انتخاب کند، خیلی بهتر از این است که همیشه شما انتخاب کنید. به او حق انتخاب بدهید. بخش مهمی از شکل گیری اعتمادبه نفس کودک به انتخاب های مستقل او بستگی دارد. حتی اگر انتخاب های درست و بجایی نباشد. مطمئن باشید پس از چند بار، انتخاب های درستی خواهد داشت چون به خودش اعتماد دارد.
● به اندازه ستایشش کنید
برای تشویق کودکتان هم حد و مرزی قائل شوید. اینکه دختر ۱۰ ساله شما از دستمال کاغذی برای پاک کردن لبش هنگام غذاخوردن استفاده می کند امری بدیهی است و نیازی نیست بابت این کار هدیه ای دریافت کند. بچه ها خیلی سریع همه چیز را می آموزند و شما به صورت ناخودآگاه به این دلیل که حس پدر و مادری دارید، آنها را تشویق می کنید. اینکه کودک را تشویق می کنید، بسیار عالی است اما به او حسی واقعی ببخشید و این حس را اغراق آمیز نکنید. در غیر این صورت فکر می کند این کارهای ساده هم حتما خیلی سخت بوده و فقط او از عهده انجامش برمی آید.
● بگذارید مشکلاتش را خودش حل کند
بچه ها با حل مشکلاتشان، اعتمادبه نفسشان را تقویت می کنند و به توانایی های خود پی می برند. آیا فرزندتان را در حالی که مشغول پیداکردن یک تکه پازل است فقط تماشا می کنید یا سریع تکه پازل گمشده را برایش پیدا می کنید؟ آیا وقتی به سختی مشغول بستن دکمه های لباس با بند کفشش است، سرزنشش می کنید و خودتان انجام این کار را به عهده می گیرید یا اجازه می دهید برای چند بار دکمه ها را جابجا ببندد یا بند کفشش وسط راه باز شود؟ مطمئن باشید اگر بتواند این کارهای ساده را بارها اشتباه انجام دهد، حتما در آینده با اعتمادبه نفس بیشتری مشکل های بزرگ تر را به تنهایی حل می کند.
علوم اجتماعی به گروهی از رشتههای دانشگاهی گفته میشود که به مطالعهٔ جنبههای انسانی جهان میپردازند. تفاوت علوم اجتماعی با علوم انسانی و هنر این است که در علوم اجتماعی بر بکاربستن روشهای علمی (در معنایی که در علوم پایه به کار میرود) تأکید میشود که شامل روشهای کمی و کیفی میباشد. شاخههای علوم اجتماعی عبارتند از:
۱.جمعیت شناسی
۲.جامعه شناسی
۳.مردم شناسی
۴.علوم سیاسی
۵.زبان شناسی
۶.تاریخ اجتماعی
۷.جغرافیای انسانی
۸.باستان شناسی
۹.اقتصاد
۱۰.الهیات و فلسفه
۱۱.مدیریت
۱۲.روان شناسی
۱۳.ارتباطات و علم